سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

219

تاريخ ايران ( فارسى )

بود معنى واقعى معما را درك كرده گفت سيت‌ها ميگويند « مگر اينكه پارسيها مرغ شوند و به هوا پرواز كنند ، يا موش شوند و زير زمين روند ، يا وزغ گردند بدرياچه‌ها پناه جويند و الا از اين سرزمين جان بدر نبرده گرفتار تيرهاى ما خواهند شد » . در هر حال ايرانيها نتوانستند سيت‌ها را بميدان رزم بكشند و اين لشكركشى داريوش فقط بمنزلهء گردش واقع شده « 1 » و بعد از دو ماه طى طريق كه شايد بواسطهء حملات متفرقهء دشمن و دست‌تنگى از لوازم زندگانى و بيمارى تلفات بسيار هم بر ايرانيها وارد شده باشد ، لشكريان بجانب رود دانوب مراجعت نمودند . در اين محل سيت‌ها سعى كردند كه يونانيها را بتخريب پل وادارند و حكمرانان در اين خصوص مذاكره و مشاوره نموده بالاخره اين عقيدهء عاقلانه را حاصل كردند كه حفظ مقام خودشان موكول به قوت شاهنشاه ايرانى است و بنابراين در حفظ امانت پايدارى نمودند . الحاق طراس و انقياد مقدونيه داريوش دوباره بسلامت از رود دانوب عبور نمود ، گرچه تا يك اندازه از شهرت و اعتبار او كاسته بود . او در ضمن مراجعت به سارد هشتاد هزار تن سپاه خود را مأمور اروپا كرد و آن جماعت بلاد يونانى طراس را كه پرچم طغيان برافراشته بودند مسخر ساخته مقدونيه را نيز باطاعت درآوردند و بنابراين باندك زحمتى حدود كشور ايران را به يونان شمالى متصل ساختند و نتيجهء عمده كه از اين لشكركشى حاصل شد همانا الحاق ولايت طراس بود . لشكركشى به هند در سال 512 پيش از ميلاد در سال 512 قبل از ميلاد پارسيان جهانگير مانند اسلاف خود يعنى آريانهاى هندوستان از كنار شرقى فلات ايران بدشت وسيع پنجاب نظر انداخته نواحى وسيعهء آن و سند را متصرف گرديدند . سيلاكس « 2 » درياسالار يونان از رود سيحون نزول نمود و از جزر و مد واهمه نكرده داخل

--> ( 1 ) - من بعد از نوشتن اين موضوع بكتاب « سيتيان و يونانيان » تاليف ى ، ح ، مين مراجعه كردم و در صفحهء 116 اين كتاب مينويسد كه داريوش از نظر حفاظت مرزهاى سرحدى خود در دانوب بيش از يك نمايش قواى نظامى بر عليه وحشيان شمالى نتوانست كارى از پيش ببرد . مين پيغامى را هم كه ما بين سيت‌ها ردوبدل شده است ذكر نموده و آن تقريبا مطابق با شرحى است كه ما در بالا مذكور داشته‌ايم . ( 2 ) - Scylax .